الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
69
شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)
متناهى كه هر چه هست او است و غير از او باطل و عدم صرف است اين معنا از خارج عن حدّ الابطال و التشبيه معناى عجيبى است كه با اين بيان ، مغالطه آميز شده است . در اين روايات مسئلهى اثبات و اقرار به وجود خدا و نفى ابطال ، انكار و تعطيل مطرح است مسئله چيستى خدا و سخن از كنه او مطرح نيست تا كسى آن را حق بگويد يا وجود بگويد ؛ وجودى كه غير متناهى است و غير او باطل است ، باطل حقيقى و عدم محض اين حرفها از اين روايات استفاده نمى شود خدا خدا است ، و ذاتش ذات او است ، اين روايت عرضِ دين و روايات مشابه آن را به اين معانى كه به قول بعضى از قائلين به آن در بين عامه در قرن هفتم و در بين خاصّه در قرن دهم مطرح شده است تفسير نمى شود و به مكتب اهل بيت عليهمالسلام و معارف اصل و اصيل ايشان نبايد نسبت داده شود . خدا شيء است و موجود است يا وجود دارد و اطلاق اينگونه عناوين عامه بر خداوند متعال جايز است و همچنين خدا حق است به معناى اين كه ثابت است و عالم را طبق حكمت آفريده و به باطل خلق نكرده و غير او باطل يعنى ثابت نيست ، اما خدا حق است به اين معنا كه حق است و وجود است و مقابل آن باطل و عدم است كه وجود شيئى و چيزى نقيض آن باشد اين معنا با قرآن ، با روايات ، با وجدان ، با اسماء الحسنى ، باالرحمان و الرحيم ، با الخالق ، البديع ، الرازق ، المحى ، الميت ، المعز ، المذل ، المجيب ، الشافى ، الغفّار و التواب و . . . موافق نيست و مخالف است . وجود شيء و يا عدم شيء ؛ يعنى بود يا نبود آن شى نه وجود يا عدم به معناى مستقل كه چيزى غير از وجود